نهضت امانی و فراخوانِ نسل امروز
راه بلند امانیان ٫ دوباره برمی خیزیم
راه بلند امانیان، در برابر ماست.
سنگلاخ است، دشوار است، اما شریف است.
چراغی که خاموش نشد، تنها به تعویق افتاد
راه بلند امانیان
از همان جا که به تعویق افتاد، دوباره آغاز می کنیم
روحی هست که هرگز نمی میرد.
روحی که در خاک این سرزمین دفن نشد، بلکه در سینهٔ نسل ها به امانت ماند.
این، روحِ بزرگِ نهضت پیشرونده ای امانی است ٫ روحی که روزی بر بلندای تاریخ ما ایستاد، رؤیای افغانستانی نو را ترسیم کرد، و سپس، در میان توفانی از توطئه و تعصب، ناتمام ماند.
اما آنچه ناتمام ماند، رؤیا نبود ٫ تنها راه بود که موقتاً بسته شد.
ما، فرزندان این خاک، امروز با سری برافراشته و دلی سرشار از عشق به وطن، بر آن ده سالِ پرآشوب می نگریم ٫ نه با نگاه تحقیر، که با نگاه حرمت گذاری و احترام.
احترامی عمیق، احترامی که از شناخت برمی خیزد.
بلی ، در آن دوران، اشتباهاتی رخ داد ٫ که گاه با آمادگی جامعه همراه نبود، تصمیم هایی که شاید زودتر از زمانشان اتخاذ شدند.
اما انگشت انتقاد ما بر آن اشتباهات، هرگز از شکوهِ آن روحیه نمی کاهد.
ما با شجاعت و افتخار ملی، به نقد آن دوره می نشینیم، در حالیکه تعظیم می کنیم بر زنان و مردانی که جسارت رؤیا دیدن داشتند، به شهبانو ثریا جان ٫ به شاه غازی امان الله خان و یاران دانشمند اش و سرداران مشروطه ٫ آن هم در روزگاری که رؤیا دیدن، خود گناهی نابخشودنی به شمار می رفت.
نهضت امانی، با مردمِ این سرزمین بیگانه نبود و نیست.
این نهضت، از دلِ همین مردم برخاست، از رنج های همین مردم، از امیدهای همین مردم.
این حقیقت را باید فریاد زد ٫ راه بلند امانیان، راهِ یک شاه تنها نبود ٫ راهِ یک ملت بود که برای لحظه ای، در برابر تاریکی ایستاد.
اکنون زمان آن رسیده که این راه، از همان نقطه ای که ساقط شد، دوباره آغاز گردد.
نه با تکرار همان شتاب، بلکه با خردی که تجربه به ما آموخته است.
نه با فراموشیِ گذشته، بلکه با درسی که از آن گرفتهایم.
ما وارثان حقیقی آن نهضتیم، اگر امروز، با همان عزم، اما با بلوغی بیشتر، دوباره برخیزیم.
هموطن داننده ای من،
تاریخ، دایره ای است که بازمی گردد، اما هرگز به همان نقطه نمی رسد ٫ هر بازگشتی، فرصتی نو برای جبران است.
اگر نهضت پیشرونده ای امانی روزی متوقف شد، این توقف، پایان راه نبود ٫ تنفسی بود پیش از خیزشی بزرگ تر.
امروز، ما آن خیزش را در دستان خود داریم.
بیایید بی آنکه از انتقاد بترسیم، و بی آنکه از تجلیل شرم کنیم، این دو را در کنار هم بنشانیم: احترام به گذشته، و مسئولیت در برابر آینده. بیایید بدانیم که رؤیای اصلاحات، رؤیای ترقی، رؤیای عزتِ ملی، هرگز کهنه نمی شود ٫ فقط منتظر دستانی می ماند که آن را دوباره برافرازند.
راه بلند امانیان، در برابر ماست.
سنگلاخ است، دشوار است، اما شریف است.
و ما، اگر واقعاً وارثان آن روح بزرگ باشیم، نباید بگذاریم این راه، برای بار دوم، ناتمام بماند.
از همینجا، از همین لحظه، دوباره آغاز میکنیم.